تبليغاتX
چگونه کودکم را بزرگ می کنم؟
نقش موثر خلاقیت در تربیت کودک (خاطرات روزانه)
شاید به جرات بتوان گفت یکی از شاه کلیدهای رفتار با کودک این است که والدین در تـعـامــلشان بــا کـــــــودکان

همواره خود را به جای آن ها قرار دهند و سعی کنند تــــــــا آنها را درک کنند. دنـــیای کودکان با دنیای ما بزرگترها

کاملا متفاوت است هم از نظر عینی و هم ذهنی. کمترین فایده این کار کم شدن صدمات روحی و حتی جــسمی

به کودکان است. قطعا این کار آرامش بیشتری را هم برای کودکان به همراه دارد و موجب کم شدن تنشهای میان

والدین و فرزندان می شود.

چندی پیش در لندن نمایشگاهی برپا شد از یک خانه بزرگ با وسایل بسیار بزرگ و غول پیکر که همه را مـــــتعجب

می کرد. گویی این خانه، محل سکونت یک غول است. مجریان این نمایشگاه به بازدیدکنندگان می گفتند نـسبتی

که شما با این وسایل غول پیکر دارید دقیقا به همان نسبتی است که کودکانتان با منزل و وسایل واقعی آن دارند.

یک میز ناهارخوری ممکن است دو برابر قد کودکی باشد که به تازگی راه افتاده است. حالا خودتان را به جـــای آن

کودک قرار دهید. 

این نمایشگاه در واقع تلنگری بود برای والدین. قطعا بسیاری از پدر و مادرهایی که از این نمایشگاه دیدن کردند تــا

آن موقع به این موضوع دقت نکرده بودند که دنیای کودکان چقدر با دنیای بزرگترها متفاوت است و حــتما این تفاوت

در دنیای ذهنی آنها هم وجود دارد.

هیچ وقت فکر کرده اید چرا برخی کودکان موقع نقاشی مثلا دستهای انسان را روی ســرش می کــشند یا سر او

را بزرگتر از بدنش نقاشی می کنند. برخی روانشناسان معتقدند این بازتابی از مفهوم نارس چهره انسان در ذهن

کودک است. این مطلب به راحتی نشان می دهد که نمی توان از یک کودک انتظار داشت که همه چیز را مـــــانند

بزرگترها ببیند، بفهمد و یا درک کند.

شاید اتفاقی که در دوران کودکی خودم افتاد بیشتر این موضوع را نمایان کند. 

چند ساله بودم که با پدر و مادرم سوار "تله سی" شدیم. "تله سی" چون یکسره در حرکت است ســــوار و پیاده

شدن آن دشوار است. به ویژه پیاده شدن. موقع پیاده شدن پرسنل خدماتی "تله سی" به افراد کمک مــی کنند

و معمولا هم این کار با شتاب و عجله صورت می گیرد. کاملا به یاد دارم که در آن لحظه نمی دانستم چــه شده و

تصور کردم گروهی به ما حمله کرده اند و قصد اذیت و آزار ما را دارند. احساس مرگ را با تمام وجودم درک کـــردم.

در حالیکه در دنیای بزرگترها همه چیز  کاملا عادی بود و شاید هم جالب. بعدها که بزرگتر شدم متوجه شـــــــدم 

ماجرا چه بود.

بی شک پدر و مادری که کودک چند ساله خواب و یا بیدار خود را در منزل تنها می گذارند و بـــرای دقایقی یـــــــــا

ساعاتی منزل را ترک می کنند از عالم ذهنی کودک خود خبر ندارند. آنها فکر می کنند کودک هــــــــمه چیز را  به

همانگونه ای می بیند و درک می کند که خودشان می بینند و درک می کنند. خبر ندارند که کودک در این مـــــدت

چه فکر و خیالاتی می کند و چه بر او می گذرد.

عجیب تر رفتار والدینی است که در حضور کودکانشان با  یکدیگر دعوا و مشاجره می کنند. قطعا آنها بــــــه خوبی 

از دنیای درون کودکشان و اتفاقاتی که در آن می افتد خـــــــبر ندارند. حــــــــــالا تصور کنید بحث شدت هم بگیرد. 

قطعا دایره شمول این موضوع بسیار گسترده است و تمام تعاملات بین والدین و کودکان را در بـــــر می گــــــیرد و

نمی توان برای همه موارد آن مثال آورد ولی اگر والدین همواه به خاطر داشته باشند که دنیای عینی و ذهـــــــنی

کودکانشان با دنیای آنها متفاوت است و خود را به جای آنها قرار دهند حتما در تعامل با کودکشان بهترین تصمیم

را خــــواهند گرفت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 22:56  توسط محمدرضا بیدگلیان   |