کودکان باهوش و بامعلومات، ناخوآگاه توجه خاصی دارند.
گروهی از محققان برای چند مادر باردار موسیقی مشخصی پخش کردند. زمانیکه کودکان این مادران به دنیا آمدند
این موسیقی به همراه چند آهنگ دیگر برای این کودکان پخش شد اما آنها به موسیقی که بـــــرای مادرانشان در
دوران باردارای پخش شده بود توجه ویژه ای نشان دادند.
شنیدن این خبر در واقع تلنگری شد تا یاد دادن به ریحانه را خیلی زودتر از آنکه فکرش را می کردم آغاز کـــــنم. در
دوران جنینی با او حرف می زدم. زمانیکه به دنیا آمد بویژه در مواقعی که او را در بغل داشتم با او می گــــــــفتم و
اکنون نیز که چهار سال و چهار ماه دارد هم به هر بهانه ای با او صحبت می کنم بویژه مواقعی که با یکدیگر قـــدم
می زنیم. اینگونه مواقع آمادگی بهتری برای شنیدن دارد. خودش هم در بحث مشارکت می کند. اصلا خیلی مواقع
خودش سر حرف را باز می کند. ما هر دومان به این کار عادت کرده ایم. این کار باعث می شود هم معلوماتـــــش
زیاد و پایه ای برای فراگرفتن مطالب بیشتر شود و هم تصاویر ذهنی مناسبی پیدا کند که موجب فهمیدگی بیشتر
او می شود ( در اصل شانزدهم توضیح داده شد).
موضوع مورد بحث هم می تواند هر سوژه اخلاقی و یا علمی باشد که در آن هنگام مورد توجهمان قرار می گــــیرد
مثل زباله ای که روی زمین افتاده، زنبوری کـــــه در حال جمع آوری شهد گلها است و یا آسمان ابـــــــــــری. دقیقا
موضوعاتی که ریحانه در زندگی با آنها سر و کار دارد و یا در محیط پیرامون او رخ می دهد. البته آموزش مــوضوعات
اجتماعی را باید کمی دیرتر آغاز کرد تا در دوران شیرین کودکی ذهن کودک درگیر برخی مسایل نشود و درواقــــع
بلوغ اجتماعی زودهنگام پیدا نکند. در این دوران مسایل اخلاقی و علمی باید مورد توجه قرار گیرد و البته مــــسائل
اخلاقی هم کاملا باید به شیوه های غیر مسقیم آموزش داده شود که در پستهای قبلی به آنها اشـــــــاره شده
است.
در کتاب "آموزش قلبها و اندیشه ها" که درخصوص نحوه آموزش علمی در مراکز پیش دبستانی و ابتدایی ژاپــــــن
اســـــــــت دکتر کاترین لوئیس محقق آمریکایی که ۱۵ سال در ژاپن زندگی کرده تا مطالب این کتاب را جمع آوری
کند می گـوید: " در ژاپــــن کودکان مطالب عینی می آموزند که در زندگی روزمره با آن سر و کار دارند درحالیکه در
آمریکا بـــــعضا مطالبی آموزش داده می شود که کودکان در تمام عمر هم شاید با آن روبرو نشوند"
نکته ای که باید مورد نظر قرار گیرد این است که اطلاعات دادن به کودک باید تا زمانی باشد که او شوق فراگرفتن
دارد. در مواقعیکه او حوصله نشان نمی دهد و توجهش به چیز دیگری است و یـــــــا مشغول بازیهای کودکانه خود
است بطور کلی باید از ایـــــن کــار صرفنظر کرد. بنابراین این آموزش ها که البته بـــــــــاید مطابق با ظرفیت کودکان
باشد، هیچ منافاتی با کودکی کردن آنها نخواهد داشت. برخی تصور می کنند آموزش دادن به کودک مـــــــــــوجب
می شود او نتواند در دوران شیرین زندگیش کودکی کند.
نمی دانم سریال ابوعلی سینا را دیده اید یا نه. در صحنه ای از کودکی او که شاید کمی بزرگتر از ریــــحانه من بود
بر بالای درخت کـــــــــاملا مشغول شیطنت و بازیهای کودکانه بود که عابری از کــنار درخــــــــــت گــــذشت و از او
ســـوالی پرسید. ابوعلی سـینا پـــاسخ عالمانه ای به او داد و دوباره سرگرم بازی کودکانه خود شد.
قبلا برای ریحانه درباره جامدات و مایعات و گازها توضیح داده و چند تا مثال هم زده بودم چند روز پیش کـــــــــــه با
ریحانه و مامانش برای خرید بیرون رفته بودیم به ریحانه گفتم: "می خوای درباره جامدات و مایعات و گازها بــــا هم
صحبت کنیم." ریحانه با کمال میل اعلام آمادگی کرد و خودش با توضیحات اضافی و مثالهای جدید شروع کرد به
توضیح دادن: "بابا مایعات مثل نوشابه که خیلی بده، دوغ که خیلی خوبه و۰۰۰" گفتم: "جامدات مثل چی؟" گفت:
"مثل این ماشینی که داره می ره" و بعد هم پاش رو به زمین کوبید و گفت:"مثل این زمینی که روش راه می ریم"
و ادامه داد: "بابا ولی مثال برای گازها خیلی کمه. گازها مثل هوا و گازی که توی خونه روشن می کنیم"
مطالب و نکات بیشتری دراین خصوص را در پست بعدی خواهید خواند.